میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

میوه دل

قربون حرف زدنت برم

سلام نفس من بعضی اوقات یه حرفایی میزنی و یه کارایی میکنی که دلم برات ضعف میره . اینقده ماشاالله شیرین زبون و با نمک شدی که نگو و نپرس . و حالا مامی اومده برات از کارات بگه . چند وقتیه برات قصه غول چراغ جادو میگم و شما هر وقت که میخوای بخوابی بهم میگی مامان بیا قصه آقا لوله رو بگو (منظورت آقا غوله ) دیروز به آقا جون گفتی آقا جون گوشی بده میخوام زنگ بزنم و وقتی که آقا جون ازت پرسیده به کی میخوای زنگ بزنی با قیافه حق به جانب گفتی : علی دایی و علی کریمی . و ما رو کلی خندوندی و شبش که نمیخوابیدی بهت میگم مامانی این وقت شب همه خوابن بگیر بخواب . شما ازم پرسیدی : علی دایی و علی کریمی هم خوابن و وقتی من جواب مثبت دادم گفتی : کو بده گوشیت...
23 مرداد 1393

سبحان وشیرین زبونی های جدید

سلام پسر گلی من جون مامانی برات بگه که این روزا یه حرفایی میزنی که خیلی بزرگتر از سنته اما وقتی تو میگیشون دوست دارم درسته قورتت بدم . و اما چند نمونه از حرفات : وقتی میخوای بگی از یه کاری ناراحتی میگی : باریکلا بابا چشمم روشن وقتی عصبانی هستی و چند بار یه چیزی رو میگی و ما حواسمون نیست : یه لحظه ساکت شو مگه نمی بینی دارم باهات حرف میزنم . وقتی یه چیزی میخوای و من حواسم نیست : مامانی مگه نفهمیدی چی گفتم میگم .... بده فهمیدی یا نه؟ وقتی میخوای خواهش کنی میگی : مامان لفطا بیا تو اتاقم .   جدیدا خودت دیگه ماهر شدی با گوشی بابا ، تبلت من و لب تاب بازی میکنی و دیگه از ما کمک نمیخوای . مامان جون و خاله رفتن شمال قراره ...
18 مرداد 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد